تبليغاتX
.: الفبای سرخ :. - با اسم مستعار نمی نویسم...

بعد از چند بار خانه به دوشی از وبلاگهایی که تنها دغدغۀ اصلی شان آزادی، جمهوریخواهی، اعدامها و زندانیان سیاسی بود، بارها شده است که دوستان از من می خواهند که وبلاگم را با اسم مستعار بنویسم و برای این نصیحت مشفقانه، دلایل موجهی هم دارند.

پیش از همه چیز از اینکه نگران من و سلامتی من هستید از شما ممنونم. ولی دوست دارم در اینمورد کمی با هم حرف بزنیم:

مگر من چه کاری انجام می دهم که باید با اسم مستعار و پنهان زندگی کنم؟ اگر به مستقل بودن و سلامت کار خودمان ایمان داریم لزومی ندارد که آنرا پنهان کنیم و حتی اگر قرار است مشکلی به لحاظ امنیتی ایجاد شود، نتیجه آن به شفافیت بیشتر کار ما ختم می شود. ولی اگر همیشه خودمان را پشت اسمهای مجازی پنهان کنیم تبدیل به انسانهای مجازی با ایده های مجازی خواهیم شد که هم به مه آلود شدن فضا کمک کرده ایم هم کسی ما را به رسمیت نمی شناسد. در ضمن اگر قرار باشد که روزی کسی از این خاک پا به فرار بگذارد، به یقین این وضعییت شامل کسانی است که جز به خیانت و خونخواری چیزی در چنته ندارند.

شاید باور نکنید اما بیشتر از هر چیز در بلاگستان فارسی از کسانی دلخورم که مثل قارچ هر لحظه یک وبلاگ ایجاد و با نام مستعار شروع به فحش و ناسزاگویی می کنند. کاریکاتور بی ربط می کشند، حرفهای زشت می زنند و جالب اینکه به چهارتا وبلاگنویس اسم و رسم دار هم لینک می دهند و می خواهند که خودشان را بالا بکشند.

یکی از دلایلی که از پن لاگ خارج شدم همین بود. کسانی که معلوم نیست از کجا آمده اند و اسمشان چیست خود را صاحب انجمن وبلاگنویسان کرده اند و پشت نام و اعتبار چند وبلاگنویس ساده، شروع به دادن بیانیه های تند و محکومیت اتفاقات سیاسی می کنند.

در هر صورت من در این کشور زندگی می کنم. اینجا نفس می کشم. کار می کنم. در مدرسه و دانشگاه همین کشور درس خوانده ام. کتابهایی که در این کشور چاپ می شود را می خوانم و شناسنامه من می گوید که من اهل ایرانم.... من می پذیرم که چالشهای زیادی برای یک انسان که در ایران زندگی می کند به لحاظ حقوق شهروندی و حق حاکمیت بر سرنوشت خویش، وجود دارد؛ اما به این مساله هم پایبندم که راه حل این مشکلات کارهای انتحاری، یک شبه و فحش و بیانیه نیست.

چه بسا همین حرکتها در ابتدای انقلاب باعث شد که تفکر ایدئولوژیکی حاکم، حالت دفاع از خود بگیرد و مقابله به مثل کند. امروز هم همین حرکتها باعث می شود که مدیران سیستمهای وبلاگها تحت فشار قرار گیرند و روند توسعه شبکه اینترنت در کشور با کندی صورت گیرد و یا بعضی از سرویس دهندگان اینترنتی که از قضا انسانهای متسامحی هم هستند، مجبور شوند که این قبیل فعالیتهای غیر قابل کنترل را حذف یا سانسور کنند.

دوستانی که مرا می شناسند می دانند که انسان محافظه کاری نیستم ولی این خصوصیت باعث نمی شود که فضای وب را به جولانگاه عقده های شخصی تبدیل کنم. همین نظر مرا واداشت که برای تئوریزه کردن روند دموکراتیزاسیون و بنیان سازی جنبش آزادیخواهی، دایرکتوری مقاله های روشنفکران را در وبسایتم جمع آوری کنم.

همین الان که گوشۀ دنج اتاق تاریکم نشسته ام، فکر کردن به سرنوشت دهها زندانی سیاسی و خانواده های آنان و بازماندگان قتلهای زنجیره ای رنجم می دهد و بیشتر از آن سکوت مردمی که بیخیال از همه جا تنها به معیشت خود و افزودن داشته هایشان می پردازند.

من رواج خشونت را به یکبار به پای حاکمیت نمی نویسم بلکه این ما هستیم که توان ایجاد فضای گفتمان را نداریم.

 

 

پانوشت: عکسی از تیم ویژه نامه هفته نامه حدیث قزوین

 

تیم نویسندگان ویژه نامه حدیث قزوین

 

 

+ نصور نقی پور   |