تبليغاتX
.: الفبای سرخ :. - کاش خدا می رفت...

من اگه خدا بودم ٬ شهر بم هرگز نمی لرزید

نیمه شب اون غنچه ی نوزاد از نگاه مرگ نمی ترسید

من اگه خدا بودم ٬ مادرهای دجله ی خونین  نمی مردن

از فرات سرخ آلوده ٬ نو عروس ها ماهی مرده نمی خوردن

من اگه خدا بودم ٬ دخترهای  اور شلیم و غزه و سیدا

جای حکم تیر و نارنجک ٬ ترانه می نوشتن روی دیوارها

هر کسی جای خدا بود ٬ شاهد این روزگار و این زمین زار

دست کم معجزه ای می کرد برای بچه های بی کس و بیمار

 

اگه دیوار کجی ها رفته بالا تا ثریا

دست معمار خدا بود خشت اول من و ما

 

چه عیبی داشت اگه فردا جهان بهتر از این می شد

خدا می رفت و یک مادر پرستار زمین می شد

 

اگه کفر کلام من ٬ یکی حرفی بگه بهتر

وگرنه بازیه واژه ست ٬ نمی بازم منه کافر

 

صدای زنگ بی رحمی سر هر کوچه و برزن

به گریه میرسه از درد دل سنگ و دل آهن

 

فقط ای کاش...

خدا می رفت و یک مادر پرستار زمین می شد

                                                               زویا زاکاریان

 

+ نصور نقی پور   |